أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
2
تجارب الأمم ( فارسى )
نه چندان است كه گمان كردهاى ، من همهء جيرهء مردانم را دادهام و هيچكس از من بستانكار نيست و در صندوق نيز پسانداز دارم ! تو آن را چه اندازه حدس مىزنى ؟ گفتم : نمىدانم ! گفت : به هر حال چه مىانديشى ؟ گفتم : يكصد هزار درم ! [ 1 ] گفت : خدا پدرت را بيامرزاد ! من پنجاه هزار دينار دارم كه هيچ نياز بدان ندارم . گفتم : تو بهتر مىدانى ، اختيار نيز با تو است . سوسى گفت : پس چون ابن رايق گريخت و بجكم به حكومت رسيد ، يك روز به من گفت : به ياد دارى كه روزى به تو گفتم ، دارائى من بسيار است و تو * آن را يكصد هزار درم حدس زدى و من گفتم : من پنجاه هزار دينار دارم ؟ گفتم : آرى به ياد دارم . گفت . آيا مىدانى بدرستى آن روز چقدر داشتم ؟ گفتم : نه ! گفت : پنجاه [ 2 ] هزار درم ! گفتم : اين پيشامد نشانهء بىاعتمادى تو به من است كه راست را نگفتى . گفت : نه ! بلكه چون تو دوست و فرستادهء من بودى ، خوش نداشتم كه به درستى از كمبود آگاه شوى و دل تو سست شود ، زيرا كه سستى دل ، سخن را سست كند و دشمن را به طمع آورد . من خواستم تو با دلى نيرومند به سوى دشمن روى تا سخن آنچنان گوئى كه دلش را خالى كنى . نيز در اين سال ، لشكرى بن مردى بر آذربايجان چيره شد ، و اين جز لشكرى است كه پيش از اين [ 3 ] ياد شد ، از او سرشناستر و بلندپايهتر و از ياران وشمگير و جانشين او در كارگزاريهاى كوهستان مىبود . لشكرى دارائى و مردانى فراوان گردآورد ، او فرمانرواى خود را به جا نهاد و به آذربايجان آمد ، تا آن را بگيرد كه در دست ديسم [ 4 ] بن ابراهيم بود . ديسم سپاهى انبوه از كردان و جز ايشان داشت و
--> [ ( 1 ) ] نسخهء اصل ناقص است . [ ( 2 - ) ] M : ابن اثير در « كامل » پنج . [ ( 3 - ) ] M : لشكرى بن مردى ( خ 5 : 435 ) نيز ياد شده و غير از لشكرى است كه به سال 316 ه - كشته شد خ 5 : 346 . [ ( 4 - ) ] M : جنگهاى لشكرى گيلى و ديسم كرد نمونهاى از كشاكش اين دو قوم بر سر شهر اردبيل پيش از چيرگى تركها بر آن است . ابراهيم پدر ديسم خارجى پيرو هارون شارى بود ( خ 5 : 107 و 676 ) و مادرش كرد ( ابن اثير سال 330 ) بود .